از فرزندان بگو
And a woman who held a babe against her bosom said, "Speak to us of Children." And he said: Your children are not your children. They are the sons and daughters of Life's longing for itself. They come through you but not from you, and though they are with you yet they belong not to you. You may give them your love but not your thoughts, for they have their own thoughts. You may house their bodies but not their souls, for their souls dwell in the house of tomorrow, which you cannot visit, not even in your dreams. You may strive to be like them, but seek not to make them like you. For life goes not backward nor tarries with yesterday. You are the bows from which your children as living arrows are sent forth. The archer sees the mark upon the path of the infinite, and He bends you with His might that His arrows may go swift and far. Let your bending in the Archer's hand be for gladness; for even as He loves the arrow that flies, so He loves also the bow that is stable
و زني که کودکي در آغوش داشت گفت: «از فرزندان بگو» و او گفت: «فرزندان شما، فرزندان شما نيستند. آنان پسران و دختران زندگی شوقانگيز خویشاند. توسط شما میآیند، ولي نه از شمایند. با شمايند، اما از آن شما نیستند. ميتوانيد بدانان مهر خود را بدهید، اما اندیشههایتان را نه، چون آنان اندیشههای خود را دارند. ميتوانيد به جسم آنان پناه دهيد، ولي به روح آنان نه، چون روح آنان ساکن خانهي فرداست، خانهاي که شما نميتوانيد آن را ببينيد، حتي در خواب. میتوانید بکوشيد مانند آنان باشيد، ولي سعي نکنيد آنان را مانند خود کنيد. چون زندگي به عقب باز نميگردد و در ديروز درنگ نميکند. شما کمانی را میمانید که فرزندتان را همچون تیرهایی زنده از چلهی آن به جلو پرتاب میکنید. کمانگیر است که هدف را در گذرگاه بيپايان میبیند و با نیروی خود شما را خم می کند تا تیرهای او تیز و دورپرواز به پيش روند. بگذارید که خمش شما در دست کمانگیر شادمانه باشد. او عاشق تیری است که می پرد، پس به کمانی که بر جای میماند نیز عشق می ورزد». جبران خلیل جبران
Comments
سلام
مثل مطلب قبلی جالب و همراه با یه حس ظریف و خاص
لطفا بازم از این نوشته ها توی بلاگتون استفاده کنین
با تشکر پیمان کرام الدینی
Posted by: peyman | یکشنبه،18 سپتامبر 2006
سلام
مطالب بلاگ واقعا مطالب جالبی هستن لطفا بازم از نوشته های جبران خلیل جبران توی بلاگ استفاده کنین
با تشکر پیمان کرام الدینی
Posted by: peyman | چهارشنبه،21 سپتامبر 2006
besyar por mohtava va ziba bood.
man donbale ketabe in neveshteye khalil jabran boodam.agar mitoonin komaki dar in zamine bekonin besyar khoshahal misham baram mail bezarin.
thanks
Posted by: saghar | سهشنبه،27 سپتامبر 2006
besyar por mohtava va ziba bood.
man donbale ketabe in neveshteye khalil jabran mishtam. agar mitoonin komakam konin khoshhal misham behem mail bezanain
thanks
Posted by: saghar | سهشنبه،27 سپتامبر 2006
سلام مرسي که سر زدين
اين داستان خيلي زيبا بود
Posted by: azadeh | دوشنبه، 3 اکتبر 2006
متشکرم جناب استاد! ترجمه ی شما هم زیباست. با بهترین آرزوها
Posted by: از زندگی | دوشنبه، 1 مه 2007